محمد قنبرى
606
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
خراسان را پيمودهام ولى فقيهتر و فاضلتر از او نديدهام . هر كتابى كه از امامان روايت شده بود - در تمام رشتهها - در كتابخانهء او پيدا مىشد . از همهء دانشمندان خوش حافظهتر بود . فقط مذهب فطحى داشت ، اين مرد از ثقات دانشمندان بود . آقاى شبيرى در اعتراض ششم مىنويسد : « انتشار قسمتى از احاديث كافى در كتابى تحت عنوان صحيح الكافى دو معنى در بر دارد ، معناى اول : معناى اثباتى ، يعنى تمام احاديثى كه در صحيح الكافى آمده است صحيح مىباشد . معناى دوم مفهوم نفيى ، يعنى بدين صورت كه احاديث ديگرى كه در اصل كتاب كافى وجود دارد ، و در صحيح الكافى درج نشده است از عنوان صحت عاريند . روشن است كه اعتراض معترضين به جنبه نفيى قضيه است . . . » . همانطور كه در پاسخ آقاى جاودان و ديگران عرض كردم ، اگر اعتراض ناقدان اين است كه چرا همهء صحاح كافى در صحيح الكافى درج نشده چارهء علمى و فنى آن نوشتن يك جلد و يا دو جلد مستدرك است مثلًا صاحب وسائل احاديث شيعه را براساس تصويب و تأييد خودش جمعآورى كرد . بعد از او علامهء نورى براساس فكر و عقيدهء خود كتاب وسائل را وارسى كرد و اظهار نمود كه در كتاب وسائل همهء احاديث و مدارك مجتمع نيست و لذا كتابى تدوين كرد به نام مستدرك الوسائل و ساير احاديث شيعه را بر پايهء تصويب و تأييد خودش در آن جمعآورى كرد . در اينگونه مسائل كه اختلاف نظر وجود دارد ، سيرهء دانشمندان تهيهء مستدرك است . بنابر اين هر كس بر كتاب صحيح الكافى اعتراض دارد ، بايد به تهيهء مستدرك بپردازد و كتاب صحيح الكافى را در مقدمهء آن مستدرك و يا در خاتمهء آن نقد كند ، تا يك كار مثبت علمى و مفيد و فنى انجام داده باشد . آقاى شبيرى در اعتراض هفتم مىنويسد : « آيت اللَّه خوئى صادر نشدن بعضى از احاديث كافى از معصوم را تأييد مىكنند ولى حكم به جعلى بودن آنها نمىكنند . . . » . در اين قسمت توجه خوانندگان را به دو نكتهء علمى جلب مىكنم : نكتهء اول : اگر برخى احاديث كافى از زبان امام معصوم صادر نشده قهراً از زبان